محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
215
اكسير اعظم ( فارسى )
پديد آيند اين است صلابت جگر و طحال و اختلاج معده و دل و جگر و غشى متواتر و تهيج رو دست و پا و سدهء ماساريقا و اسهال كبدى . اما در صلابت جگر و طحال اين دوا دهند قرص كبر سه ماشه در سكنجبين بزورى دو توله بليسانند و افسنتين اسارون انيسون هر يك سه ماشه تخم پنجنكشت بيخ كبر بيخ كرفس ريوند خطائى نفاح اذخر هر يك پنج ماشه برگ شاهتره پوست بيخ باديان پوست بيخ كاسنى عنب الثعلب هر يك هفت ماشه جوش كرده گلقند سه توله سكنجبين عنصلى يك و نيم توله داخل كرده بنوشند و انجير خام صحرائى چهل عدد برگ گز دو توله در آب شور بپزند كه خوب مهرا شود ماليده صاف نموده مقل اشق هر يك چهار ماشه سهاگه گندمك هر يك سه نيم ماشه برگ سداب اشنه كزمازج هر يك يك و نيم مثقال گل گز برگ سرو هر يك سه ماشه سركه دو نيم توله آميخته موضع صلابت را اول به روغن گل چرب نموده ضماد سازند و غذا شورباى بچهء مرغ با نان روه دهند و بجاى آب بر عرق مكوه و گزا اكتفا كنند . و اما در اختلاج معده آب درياى شيرين هفت آثار آهن تاب كنند و همچنين به نقره و طلا و نيم آثار از آن گرفته مصطكى چهارماشه برگ تنبول پخته سه عدد الائچى كلان چهار عدد باديان خطائى سه ماشه بجوشانند كه به نيمه آيد صاف نموده نبات سه توله داخل كرده بنوشانند و غذا شورباى سنگخواره با نان تنك دهند و جاى اختلاج را بپارچهء درشت ماليده روغن جوز بمالند . و اما در اختلاج دل خميرهء گاو زبان عنبرى نه ماشه با عرق عنبر هفت توله بدهند و يا انوشداروى لولوى علوى خان با عرق گاو زبان عنبرى دهند . و اما در اختلاج جگر جواهر مهره يك ماشه در جوارش آمله نه ماشه ورق طلا يك عدد شربت ياقوت علوى خان دو توله آميخته با عرق سيب مركب معصوم على خان نه توله و عرق ابريشم ساده و تخم فرنجمشك نه ماشه بدهند و غذا پلاو و قليهء زردكى و شلجمى بخورانند . دوايى كه هر سه اقسام اختلاج را نافع است لاجورد مغسول مصطكى پوست بيخ كبر هر واحد يك ماشه سوده در دواء المسك معتدل نه ماشه ورق طلا يك عدد آميخته بليسانند بعده شربت ياقوت سه توله در عرق عنبر پنج توله عرق زرشك هفت توله تخم شربتى هفت ماشه بنوشند . و هرگاه قسمى از اقسام اختلاج زياده گشته احداث غشى نمايد پس اين لخله و ضماد به كار برند كه فى الفور به هوش مىآيد . صفت لخلخه گلاب و سركهء مقطر هر يك يك توله شونيز و سنبل الطيب و عود خام هر يك سه ماشه عطر عنبر و مجموعه هر يك سه ماشه مرتب ساخته پيشبينى دارند . صفت ضماد دال بنوماش مقشر به شير بز سوده سه توله عود خام سه ماشه روغن گل سه توله سفيدى بيضهء مرغ دو عدد و عطر گلاب سه ماشه و بعد به هوش آمدن اين دوا دهند عرق كيوره و عنبر و گاو زبان عنبرى هر يك پنج توله تخم فرنجمشك هفت ماشه . و اما در غشى متواتر به دستورى علاج كنند كه در غشى مطلق نوشته شد . و اما در تهبج رو و اطراف ضماد از انيسون و برگ عنب الثعلب نمايند و اما در سدهء ماساريقا و اسهال كبدى علاج بنهجى نمايند كه در مقام آنها مذكور شد . حكايت نواب نظام على خان را شطر الغب لاحق شد و از قديم مراقيت در مزاج مىداشتند در مدت يك و نيم ماه صحت يافتند ليكن بعد پانزده روز باز عارض شد چنانچه وقت خواب اندكى حرارت با لرزه خفيف سه چهار بار مىآمد و تب تا چاشتگاه مىماند و هفت ماه بر آن منقضى شد و سقوط اشتها و لاغرى بدن و اختلاج قلب و ضعف بدرجهء غايت شده بود و اطبا تب دق قرار داده مبردات شديده مثل قرص كافور و ماء القرع هر دو وقت مىدادند و اندك تهبج رو و اطراف هم ظاهر شده بود چون رجوع علاج به من فرمودند از فصد باسليق دست راست خون به وزن دوازده توله گرفتم و اين دوا دادم شربت ياقوت نواب علوى خان و شربت كشوث والد اوشان هر يك دو توله در عرق كيوره و عرق عنبر و ماء اللحم ساده هر يك سه توله حل كرده تخم فرنجمشك چهارماشه پاشيده و غذا مطنجن بالائى جغرات گاوى و شراب كه وقت شام معمول قديم بود از وزن معمولى چهارم حصه به عرق كيوره دو حصه ممزوج كرده دادم و عوض غذا دو عدد كباب شامى و يك توله كشمش دادم اختلاج به مجرد اخراج خون چهارم حصه مانده بود وقت شب دورهء تب هم به قدر نيمه آمده صبح قرص زرشك كبير سه ماشه در دواء الكركم صغير چهارماشه شربت بزورى اصولى علوى خان يك توله ورق طلا يك عدد آميخته ليسانيدم و بالاى آن مروق گلوى سبز به وزن سه توله شيره انيسون سه ماشه شربت كشوث والد علوى خان دو توله نوشانيدم و گفتم كه اكثر اوقات دانه انار شيرين ولايتى كه چهارم حصهء آن دانه هيل باشد تنقل فرمايند و غذا به دستور و وقت شام جواهر مهره جدوار خطائى اظفار الطيب هر يك يك ماشه در شربت ياقوت و كشوث هر يك يك توله ورق طلا يك عدد آميخته شربت سيب ولايتى دو توله تخم شربتى چهار ماشه و هر روز مروق گلو يك توله و انيسون يك ماشه اضافه نمودم تا ده روز هر دو وقت دو از غذا به دستور داشتم و از روز يازدهم مروق و غيره به دستورى كه شروع كردم كاستن آغاز نهادم روز بستم اختلاج و تهبج و لرزه همه موقوف شد ليكن تپى خفيف به معمول مىآمد بروز بست و يك تبديل غذا كرده پلاو مرغ حقگو و شورباى مرغ سليمانى و نان خشكار دادم و بعد يك ماه دوا انوشدار و لؤلؤى جواهردار هفت ماشه ورق طلا يك عدد عرق عنبر هفت توله ماء اللحم ساده سه توله مقرر داشتم و تنقل دانهء انار به دستور بود و به همين تدبير در مدت يك نيم ماه صحت كلى يافتند . ايضاً زنى حامله را شطر الغب عارض شد